ژان فرانسوا لیوتار متولد 1926 میلادی در کتاب مشهور خود « وضعیت پست مدرن : گزارش درباره دانش » صورت بندی واضح و تا حد زیادی قابل فهم از وضعیت پست مدرن ارائه می دهد او با طرح مسئله ابر روایت ها و فرار روایت ها ، پست مدرنیسم را بدگمانی نسبت به آنها می داند . از نظر او فرهنگ پست مدرن خود را نیازمند مشروعیت حاکم بر تفکر مدرن که عموماً نشئت گرفته از الگوهای بزرگ در مورد هستی و یا امور فرامتنی و تقدیرگونه است نمی بیند . لیوتار معتبرترین و مشهورترین فیلسوفی است که مفاهیم پست مدرنیسم را صورت بندی کرده است .
سه تحلیل لیوتار در مورد پیشوند ( Post )
لیوتار در مقاله مهمی با عنوان « یادداشت های در مورد معنی پست » به سه جنبه مهم کاربرد این واژه و رابطه متقابل این سه تلقی می پردازد . تلقی نخستین به مفهوم توالی ساده و رابطه زمانی دوره های مختلف اشاره دارد . لیوتار می گوید : « مفهوم توالی ساده ، ترتیب زمانی دوره ها که در آن هر دوره از دیگر دوره ها به روشنی متمایز است . « پست » چیزی شبیه تبدیل را نشان می دهد : جهتی نو از مسیر قبلی » ۱
تحلیل دوم از پیشوند « پست » گسستی بنیادین بین مفهوم توسعه و پیشرفت است . به گونه ای که پروژه دویست ساله مدرنیته را بصورت جدی زیر سؤال می برد . لیوتار می گوید توسعه که مدعی رفع نیازهای جامعه بشری بوده ، اساس هستی موجودات انسانی چه فردی و چه اجتماعی را مورد تهدید قرار داده است و از این پس به هیچ وجه نمی توان توسعه مورد ادعای مدرنیته را با پیشرفت مترادف دانست . تحلیل سوم از این واژه متضمن خوانشی غیرتاریخی از پست مدرنیسم است . به این معنا که پست مدرنیسم حرکتی است در درون پروژه مدرنیسم و هیچ تحلیلی از پست مدرن نمی تواند بدون ارتباط با مدرنیسم باشد . لیوتار می گوید پست مدرن « بی شک بخشی از وضعیت مدرن است . یک اثر تنها زمانی می تواند مدرن باشد که نخست پست مدرن باشد . بنابراین پست مدرنیسم ، اگر درست فهمیده شود ، مدرنیسم در پایان آن نیست بلکه در نوزادی مدرنیسم قرار دارد و این وضعیت همیشگی است . » ۲
البته باید توجه داشت که این سه تحلیل به هیچ روی در تقابل با یکدیگر نیستند بلکه این سه دلالت در ساختاری سه گانه به اصطلاح و وضعیت پست مدرن شکل می دهند .
چنانکه پیش از این آمد مهمترین ویژگی پست مدرن از دیدگاه لیوتار « بدگمانی نسبت به ابر روایت ها و فرا روایت ها » ست .
روایت در یک تعریف ساده بازنمایی وقایع پیوسته در بستر زمان است . به عبارت دیگر ما در روایت یک واقعه رنگ تفکر و تفسیر و نگاه خود را به آن واقعه اضافه می کنیم و آن را از نو میسازیم .
لیوتار می گوید : « روایت ها مانند فیلترهای زمانی هستند که نقش آنها تبدیل بار عاطفی یک واقعه به توالی واحدهای اطلاعاتی است که توانایی پدید آوردن چیزی مانند معنا را داشته باشد . » 8
برخی از روایت ها در طول تاریخ تبدیل به الگوهای مسلط تفسیر وقایع گشته اند . در واقع این ابر الگوها خود را به عنوان الگوی تفسیر وقایع مطرح کرده اند به عنوان مثال داستان هابیل و قابیل را می توان نام برد که الگویی برای بسیاری از جدال های بشر در طول تاریخ به حساب می آیند به گونه ای که گاه انسان ها و وقایع را به دو دسته هابیلی و قابیلی تقسیم می کنند . به این الگوهای برتر و مسلط که خود را به جهان متن و روایات تحمیل می کنند ابر روایت ( grand narrative ) می گویند .
از ابر روایت های مدرن می توان به نظریه تکامل داروین ، دیالکتیک هگل و جبر تاریخی مارکس اشاره کرد .
برخی الگوها تفکرات و منطق ها از بیرون روایت بر روایات تأثیر می گذارند . مثلاً جبرگرایی و تقدیر یک امر بیرون روایتی است که بر روایات تأثیر می گذارد . مفهوم « پیشرفت » یکی دیگر از منطق های فرا روایتی است که ملاک سنجش بسیاری از روایات می شود . اینگونه تحلیل ها و منطقها که گاه ماوراء طبیعی و در بسیاری از موارد ذهنی ( subjective ) هستند و بر جهان متن و روایت های آن تأثیر می گذارند فرا روایت ( meta narrative ) می گویند . این ابر روایت ها ابزار مهمی برای سنجش حقانیت یا دروغین بودن روایات هستند و خود را به روایات تحمیل می کنند ، اما لیوتار می گوید در فرهنگ و ادبیات پست مدرن این ابر روایت ها و فرا روایت ها مورد شک هستند و ملاک سنجش وقایع قرار نمی گیرند .
در اینجا بحث تکثّرگرایی مطرح می شود که با از بین رفتن منطق مسلط ابر روایت ها و فرا روایت ها چهره می نمایاند . مشکل فرا روایت ها و ابر روایت ها در این است که فرصتی برای تفکر و تأویل برای انسان باقی نمی گذارد و در واقع انسان را به تحلیل های آماده عادت می دهد و انسان را در حد یک حیوان تنزل می دهد . تکثّرگرایی و عدم قبول روایت های مسلط ساختار معنوی و محتوایی ادبیات را از اولین خاستگاه آن تا دوره مدرن هدف قرار می دهد و به لحاظ محتوایی ساختار متن را به هم می ریزد
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
۱- درآمدی بر پست مدرنیسم در ادبیات ، امیرعلی نجومیان ، اهواز ، رسش ، چاپ اول ، تابستان 1385 ، صص 14 و 15 .
۲- همان ، ص 16 .